نزديک به دو دهه از جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي گذرد. جنگي که به واسطه ويژگي هاي منحصر به فردش – تنهايي ايران در يک سو و صف آرايي کشورهاي متعدد در سوي مقابل، زمان نسبتا" طولاني دوره جنگ، بهره گيري از رهبري ها و هدايت هاي امام راحل(ره) – و عواملي ديگر همه و همه موجب شدند نه تنها فضاي جبهه ها بلکه فضاي حاکم بر شهرها و روستاهاي کشور نيز زير تأثير فوق العاده آن قرار گيرند و تحولي شگرف بر مناسبات اجتماعي و فرهنگي را شاهد باشيم. تحولي که در شرايطي غير از اين امکان پذير نبود.
در آن دوران آموختيم که دلهايمان را به هم نزديک کنيم تا لبخند رضايت خداوند را آشکارا نظاره کنيم. در آن دوران آموختيم که سفره هايمان را با همسايه هامان قسمت کنيم تا نعمت خداوند بر همه ارزاني شود. در آن دوران آموختيم که شادي هايمان را به رخ ديگران نکشيم و سرمست نشويم و غم هاي ديگران را غم خود بدانيم. در آن دوران آموختيم که مي شود حتي از جان شيرين خود و فرزندان چشم پوشيد و دست ها را به دنيا نيالود. در آن دوران آموختيم که روي پاي خود بايستيم و مشق پايداري را مرور کنيم.
همه آموخته هاي ما در دوران هشت ساله دفاع مقدس به شکل گيري فرهنگي والا انجاميد. ثمره هاي اين فرهنگ ارزشمند و کارساز را در صحنه هاي نبرد و پس از آن تجربه کرديم. حال که سال ها از دوران دفاع مقدس با همه ويژگي هايش مي گذرد و فراز و نشيب هاي فراوان آن دوران را مي نگريم مي توان مدعي شد که ماناترين و اثربخش ترين يادگار دوران دفاع مقدس که مي تواند پشتوانه قابل اعتمادي براي کشور باشد فرهنگ پايداري است.
فرهنگ پايداري به ملت ما و جوانان ما عزت نفس داد تا خود را باور داشته باشند. فرهنگ پايداري روحيه استقامت، بزرگ منشي، عدالت خواهي و آزادي خواهي را در ملت ما تقويت کرد.
نشانه ها و تأثير فرهنگ پايداري را مي توان به خوبي بر مؤلفه هاي فرهنگي جامعه احساس کرد. فرهنگ امروز جامعه ما که متأثر از فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاي متعددي است و تغييرات آرام آن نگراني و دغدغه علاقه مندانش را به همراه دارد بيش از هر زمان ديگري نيازمند آميختن و امتزاج با فرهنگ پايداري است تا پايداري فرهنگي را نظاره گر باشيم.